اسطوره صبر و مقاومت شهيد شد

صاحبخانه 15 سال است که طعم غذا را نچشيده و به مهماني نرفته، تنها تفريحش اين است که با همسرش سوار آمبولانس شود و به بيمارستان برود.

به گزارش فارس، ابراهيم مهرانراد سال 1342 وارد ارتش شده بود؛ در روزهاي نخست جنگ تحميلي با مدرک فوق ديپلم رشته پرستاري در بخش بهداري لشکر 81 زرهي اهواز مشغول به فعاليت شد؛ بعد از مجروحيتش نيز دوباره به منطقه بازگشت و به لشکر 58 ذوالفقار و پادگان ابوذر منتقل شد که اثرات موج بمبهاي خوشهاي دشمن در گيلانغرب و خونريزي سمت راست مخچه وي را از 15 سال گذشته خانه نشين کرده است.

در گوشهاي از اتاق داروهاي اين جانباز از جمله سرنگ بزرگي به چشم ميخورد که به نوعي ظرف غذاي ابراهيم است؛ در معده اين جانباز دوران دفاع مقدس دستگاهي به نام «پيگ» کار گذاشته شده است که از اين طريق تغذيه ميشود؛ اين زن فداکار در ابتدا مواد مغذي ماهي، گوشت يا مرغ را به همراه سبزيجات و برنج پخته، از صافي عبور ميدهد سپس اين مواد يا داروهايي را که در آب محلول شده است با سرنگ وارد معده همسرش ميکند.

او مي گويد: ما 5خواهر بوديم و من ديوانهوار پدرم را دوست داشتم؛ او هميشه به من ميگفت «شيرين ستون طلايي خانه من است»؛ وقتي در مهر ماه سال 1348 با ابراهيم ازدواج کردم، پدرم به وي گفت «تو را به شيرين ميسپارم». ثمره اين زندگي 3 دختر است. همسرم در سال 1374 بازنشسته شد.

بعد از نمايان شدن اثرات جانبازي ابراهيم، پدرم هميشه به من ميگفت «ابراهيم را راضي نگه دار؛ اگر ميخواهي به من خدمت کني، به او خدمت کن» همين کار را کردم؛ بعد از اين که پدرم به رحمت خدا رفت فقط در مراسم چهلم وي، به سر مزارش رفتم چرا که با رفتنم بر سر مزار پدرم، ابراهيم در خانه تنها ميماند.

او از روزهاي پرالتهاب جنگ تحميلي برايمان ميگويد: «قصرشيرين در دست دشمن بود؛ ابراهيم و ابراهيمها نيز براي آزادسازي آن جا به منطقه رفتند؛ او سال 1362 مجروح شد و به محض بهبودي مختصر دوباره به منطقه رفت؛ هر بار که او به جبهه اعزام ميشد، دخترم مرضيه خود را در گوشهاي از اتاق پنهان ميکرد تا لحظه خداحافظي با پدرش را نبيند.

ابراهيم در پادگان ابوذر تکنسين اتاق عمل بود؛ يک بار کودکي ترکش خورده را در بيمارستان معالجه اوليه کرد تا زنده بماند؛ پس از آن ميخواست آن کودک را به مادرش بدهد تا دست نوازشي بر سر او بکشد ناگهان کودک به شهادت ميرسد، ديدن چنين صحنهاي با شرايطي جسمي و رواني به قدري براي همسرم سخت بود که همان لحظه سکته کرد و حدود 44 روز در بيمارستان قلب 502 ارتش بستري شد».

تمام اعضاي خانواده هميشه دوست دارند، حداقل يک وعده غذا را دور هم بنشينند اما چندين سال است که اين زن به تنهايي در گوشه آشپزخانه غذا ميخورد طوري که حتي صداي چيدن ميز غذا به گوش همسرش نرسد؛ او خيلي وقت است که غذاي عطردار درست نميکند و ميگويد «من چگونه چنين غذايي را بخورم در حالي که ابراهيم نميتواند از آن بخورد». ابراهيم يک بار با زبان بيزباني از من نان و پنير خواست؛ نان و پنير و چاي را ميکس کردم و برايش آوردم تا وارد معدهاش کنم؛ او از اين موضوع خيلي ناراحت شد و آن را کنار زد.

اين زن ايثارگر هر روز صبح مانند سرباز وظيفه بيدار ميشود و ميگويد «فرمانده! در خدمتم؛ فرمان بده تا سربازت اجرا کند»؛ او ميگويد: اين راه زندگي را که با ابراهيم طي کرديم خيلي ناهمواري داشت اما از اين جهت که مونسم يک جانباز است افتخار ميکنم و گاهي از ديدن دردهاي او ذره ذره ميميرم.
شيرين جافر ازآرزويش ميگويد: آرزو دارم که آقاي مهرانراد را که به من آبرو و عزت داده است به عنوان سرباز ولايت روي ويلچر بگذارم، جلوي رويم بگيرم و به ديدار رهبر معظم انقلاب برويم. و آرزوي ديگر او اين است که اي کاش دوباره بوي پوتين ارتشي در خانهاش ميپيچيد؛ و اي کاش او يک بار ديگر لباس مقدس ارتش را بر تن ميکرد.
//////////////////////////////////////////////////
این همسر فداکار صبح امروز در حالیکه در کنار پیکر پاک همسرش ایستاده بود
در پیامی به مقام معظم رهبری (مدظله العالی) گفت: اماما! سیدحسینی و
همتای خمینی، من 15 سال سرباز تو را که شیمیایی شده بود و بارها تلاش
میکرد دستگاه را از بدنش قطع کند تا راحت شود نگهداری کردم.
او در حالی که خبردار در کنار پیکر همسرش ایستاده بود خطاب به معظمله
گفت: من 15 سال در خانه او را نگهداری کردم و به گواه فرماندهان ارتش
لحظهای کوتاهی نکردم و امروز پیکر او را به نیروی زمینی تحویل دادم،
خداکند امانتدار خوبی بوده باشم از شما می خواهم شما هم گواهی دهید که این
سرباز پیرو شما در نگهداری سرباز جانبازتان کوتاهی نکرده است.
وی ادامه داد: و اما دشمنان بدانند اگر امثال مهران رادها لحظه لحظه،
همچون شمع آب شدند اما همسران و فرزندان آنان گوش به فرمان رهبر خویشند و
حتی برای خاک سپاری به کوری چشم دشمنان از ایشان رخصت میطلبند.
مراسم تشیع پیکر جانباز ابراهیم مهران راد فردا پنجشنبه 4/12/90 ساعت 9 صبح از مقابل ستاد نیروی زمینی ارتش برگزار خواهد شد.
